پای در کارگاه قدیمی صحافی عتیقی که مینهی،گویی از صفحات تاریخ عـبور کردهای،با دیدن نسخ خطی و ورقهای قدیمی و فرسوده قرآن،به هزار توی تـاریخ میروی،آنجا که پیـر هـنرمند با سرپنجهء توانا و خستگی ناپذیر خود، کار سترگ کتابت،تذهیب و جلد سازی قرآن آسمانی را همراه با سوز و گداز دل انجام میدهد.در هیچ جای کارگاه صحافی عتیقی نشانی از زرق و برق کتاب فروشیهای امروزین و رایـانهها و دیسکتها و... نیست.اینجا تکنولوژی به خدمت انسان نیامده،هر چه هست هنر دست است و کار دل.ابزار و ادوات سنتی به مدد شیفتگی و دلدادگی آمدهاند تا ورقهای کهنه و فرسوده را ترمیم کنند و در قابی زیبا فـراروی دیـدگانت قرار دهند.
صحافی سنتی،هنری با پیشینهای کهن در تاریخ هنر ایرانی-اسلامی سرزمینمان است.اما امروزه بازماندگان این هنر اندک و انگشت شمارند.در این میان سهم مرحوم استاد محمد حسین عـتیقی مـقدم در اعتلای این هنر انکارناپذیر است و اکنون فرزندان اویند که میراث پدر را به گونهای شایسته حفظ کرده اند و مؤسسهء صحافی سنتی عتیقی را اداره میکنند.
محمد هادی عتیقی دربارهء پیشینهء این مؤسسه مـیگوید:مـؤسسه صحافی سنتی عتیقی در سال 1270 هجری قمری به همت استاد ملاحسین صحاف باشی که در کتابخانه آستان قدس رضوی خدمت میکرد،تأسیس شد و سپس مرحوم محمد حسین عتیقی مقدم با انـجام دگـرگونیهایی گـسترده،به اداره امور آن پرداخت.ایشان بـا تـلاش زیـاد بار دیگر جلدسازی ضربی،سوخت و معرق را که از دو قرن گذشته به فراموشی سپرده شده بود،احیا کرد و اکنون نیز بنده به هـمراه دیـگر بـرادرانم آن را اداره میکنم.
او دربارهء گرایشش به این هنر مـیگوید:از کـودکی در کارگاه پدر چشم معرفتمان با دیدن قرآنها و کتابهای قدیمی گشوده شد.به یاد دارم پدرمب همیشه سفارش میکرد که «یا بـاید کـاسبی هـنر کنید یا عاشقی هنر،راه سومی وجود ندارد.همان گونه کـه میتوان با تزریق آمپول یا خوراندن دارویی بیماری را نجات داد،نفس یک کتاب کهنه و فرسوده را نیز میتوان با یـک هـوا دادن سـاده و یا شفره زدن به انتهای آن باز کرد».
وی میافزاید:لذتی را که از نـجات یـک کتاب کهنه و بویژه یک قرآن قدیمی از نابودی به انسان دست میدهد،به هیچ وجه نمیتوان وصـف کـرد.تـنها باید عاشق باشی تا بتوانی ساعتها برای نجات یک ورق پارهتلاش کنی.
اسـتاد عـتیقی دربـارهء مراحل کار صحافی و جلد سازی سنتی میگوید:در سدههای دوم تا چهارم هجری برای جلدسازی قـرآن از مـیشن،تـیماج و چرمهای دیگر استفاده میشد.این جلدها دیگر استفاده میشد.این جلدها چوبی بودند و روکـشی از چـرم با نقوش سادهء هندسی داشتند.سپس به جای چوب برای پرکردن دو لایه چـرم، اسـتفاده از کـاغذهای باطله و و یا اوراق کتابهای ناقص و سریش باب شد. تا مدتها جلد سوخت و معرق و ضربی مـتداول بـود تا سال 904 قمری که ساخت جلد روغنی به دست هنرمندانی چون آقا مـیرک و مـعین مـصور رایج شد.البته باید گفت در ساخت جلدهای روغنی نقش نقاش بیش از صحاف است.نقاش ابـتدا مـقوا را بوم میزند و زمینهء نقاشی را به وجود میآورد و سپس با رنگ اندازی روی بـوم طـرح خـود را بر آن نقش میزند و پس از پایان روی نقشها را با روغن کمان میپوشاند.
وی ادامه میدهد:برای ساخت جـلد و نـوشتن و تـذهیب قرآن ابتدا کاغذ مورد نظر را باید آماده کرد و پس از آهار کردن،خوشنویس کـتابت آن را انـجام میدهد و سپس کار تذهیب،تشعیر،جدول کشی و ...صورت میگیرد و دوباره قرآن به دست صحاف میرسد تـا جـزءبندی،شیرازه دوزی و جلدسازی آن انجام شود.
استاد عتیقی دربارهء اهمیت هنر صحافی مـیگوید:هـنر صحافی و مرمت آثار هنری در واقع هنر صـیانت و حـفظ و نـگهداری حرمت و ارزش کتاب قدیمی است.کسی که بـه ایـن هنر روی میآورد باید شیفته و دلباخته همهء هنرهای ایرانی باشد. چرا که تـا انـسان این هنرها را نشناسد،دل به حـرمتش نـمیبندد. به یـاد دارم پدرم هـمیشه مـیگفت: اگر کسی کتابی ارزشمند برای تـعمیر و وصـّالی نزدتان آورد،درنگ نکنید و کار را بخوبی انجام دهید چون پای نجات یک کتاب از مـرگ و حـفظ میراث فرهنگی کشور در میان است.
وی در پایـان گفت:به همهء کـسنی کـه برای میراث فرهنگی این آبـ و خـاک دل میسوزانند،توصیه میکنم اگر نسخ خطیای دارند از آنها مثل فرزندانشان مراقبت کنند. گـاهی سـری به کتابها بزنند و آنها را در جـای نـمناک و تـاریک زندانی نکنند.گـاهی یـک ورق زدن نابجا جان کـتابی را مـیگیرد.
گفتنی است آثار استاد عتیقی تاکنون در نمایشگاههایب گونهگون قرآن کریم فراروی پیروان این کـتاب آسـمانی قرار گرفته است.
ما را در سایت صحافی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61